ریحانه النبی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

گمشده

22 دی 1404 توسط آسمانی
چرا ندیدمت؟ تو که همیشه کنارم بودی… صبح از خواب که بیدار می شدم اول تو را می دیدم شب ها موقع خواب تو را در آغوش می گرفتم و آسوده می خوابیدم وقت سفر با تو خوش بودیم عجب نعمت بزرگی بودی و ما قدر تو را ندانستیم کاش می شد برگردی.. دلمان برایت تنگ… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره نویسی

21 دی 1404 توسط آسمانی
گاهی وقت ها باید التماس کنی …. مثلا من الان دلم می خواد به ساعت التماس کنم تندتر بچرخ.. همه دوست دارن کندتر بچرخه هاااا اما برای منی که چشم انتظارم دوست دارم تندتتتر بچرخه….. همیشه از چشم انتظاری بیییبزار بودم اما انگار چشم انتظاری به سرنوشت… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره نویسی

21 دی 1404 توسط آسمانی
امشب عجب شب عجیبی شده اصلا این روزها کلا عجیب شده آقاسید به عنوان بسیجی رفته گردان ! بنده خدا ناهارش و هول هولکی خورد و لباس و پوتینش و تو پلاستیک گذاشت و رفت از وقتی که رفته دلم شور میزنه تاحالا این حس و تجربه نکرده بودم چندبار اربعین رفته این تازگی ها… بیشتر »
 نظر دهید »
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

ریحانه النبی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس